خري آمد به سوي ما درخويش
كه اي مادرچرا رنچم ميدهي پيش
برو ا مشب برايم خوا ستگا ري
اگر جون كره ات رادوست داري
خر مادر به گفت اي پسر جان
من تورادوست دارم بهتراز جان
توخود بين اينهمه خرهاي خوشكل
يكي را نشان كن نيست مشكل
خرك با شادماني جفتكي زد
كمي عر عر نمود و پشتكي زد
بگفت اي مادر جان به قربان نگاهت
به قربان اون چشمهاي سياهت
به خري عاشق شدم من
به خوشكلي نباشد مثل او خر
نه نه اش گفت پالانت را به تن كن
بزرگان محله را صدا كن
همه خرها ريختن در طويله
همانطور كه رسم بود در قبيله
خر محضر روي دختر را بگشود
وصال اين دو را اينطور خواند
دوشيزه خانم يال طلايي
به عقد اين خر در مي آيي
ميان خرها يكي خر ندا داد
عروس رفته بچينه يونچه ازباغ
به اميد و شادي اين دو خر
زندگي كردند با خوشحالي
كاريكاتور روزنامه سعد حريري:كره زمين روي انگشت احمدي نژاد ...

+ نوشته شده در جمعه 24 فروردین1386ساعت 12:31  توسط ((سمیرا ))
|
به نام خدا
سلام...

1-واقعا شرمنده

از اینکه تو این چندوقت نتونستم وبلاگم و اپ کنم قصه اش مفصل که بعدا اگه وقت کردم براتون می نویسم .
ولی وقتی بعد از چندوقتی که نبودم اومدم و به وبلاگ سر زدم خیلی خوشحال شدم

که هوام و داشتین ! بخوصوص از یه نفر که یاداوری کرد که من چقدر عقبم!!!!البته باید به عرض ایشون برسونم که عقب بودن من دلیل داره...

خلاصه خیلی شرمنده کردین .
2- راستی سال نو مبارک!!! 
3- یه عده ای تو ای دی م گفتن که قالب وبلاگ سنیگین و دیر باز می شه اگه این جوری و همه موفق واگر اکثریت بگن عوضش می کنم.

4-( تا حالا دقت کردین هر وقت بچه ای به دنیا میاد تو گوشش اذان می گن و و هر وقت هم شخصی می میره براش نماز می خونن . پس زندگی ما ادم ها بین یه اذان تا نماز ). این و معلم مون سر کلاس گفت دیدنم قشنگه نوشتم.

مواظب خودتون باشید امیدوارم سال خوب و خوش و پر از موفقیتی رو پشتسر گذاشته باشید و پیش رو داشته باشید

، فعلا بابای

+ نوشته شده در شنبه 18 فروردین1386ساعت 17:46  توسط ((سمیرا ))
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 دی1385ساعت 19:12  توسط ((سمیرا ))
|
چند تاsms نوشتم که شاید شنیده باشین ولی دیدم قشنگه نوشتم...
۱ـ وخداوند به شیطان فرمود بر انسان سجده کن و شیطان گفت نه... و خداوند گفت تو غلط می کنی.
۲-خیلی بی معرفتی . خیلی نا مردی. من باید از تو تلوزیون بفهمم تو با قلمراد امدی تهران ...
۳-و هنگامی که حضرت اسماعیل می خواست ابراهیم را قربانی کند از او پرسید چه ارزویی داری ؟ واو فرمود مربا بده بابا...
۴-زمستون بهانس برف از اسمون سیر می شه . پاییز بهانس برگ از درخت خسته می شه . sms بهانس دلم برات تنگ می شه...
۵-کاغذ تم ....
احساست و روم بنویس . اشکات وباهام پاک کن. حتی اگه سردت شد من و بسوزون تا گرم شی . فقط تو رو خدا دورم ننداز...
۶-دست و بکن تو موهات ....
یه تارش و بگیر دستت......
این و نه یکی دیگه.....
همین به صدتا دنیا نمی دم.....
راستی مجتبی جان من نمی دونم چرا نظرهای تو برای من باز نمی شه
؟؟؟؟؟...
+ نوشته شده در سه شنبه 26 دی1385ساعت 13:14  توسط ((سمیرا ))
|
|
افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! 
كمبودشديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه !
رواج فرهنگ غلط پاچه خاري براي معلمان !
افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) 
چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي !
سردرد حاصل از تمركز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب!
افزايش ادب به طور چشمگير براي گرفتن جزوه از هر كسی !
|
اگر خوشت امد و نظر دادین درباره قالب جدید وبلاگ هم نظر بدین مر۳۰
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 دی1385ساعت 10:49  توسط ((سمیرا ))
|